تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
شماره مهرماه ماندگار و مارال نویسنده: - یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٤

 

شماره مهرماه ماهنامه ماندگار و ماهنامه مارال منتشر شد.

"عنصر اساسی شعر، رنج و اندوه آدمی است" را در این ماندگار می توانید بخوانید.

  نظرات ()
نگاهی به مجموعه داستان " دکتر بهار و خواستگار مرده " در ماهنامه ماندگار نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۳

شماره جدید ماهنامه ماندگار منتشر شد.

 نگاهی به مجموعه داستان " دکتر بهار و خواستگار مرده " نوشته علیرضا سیف الدینی را در این شماره ماندگار می توانید بخوانید

  نظرات ()
گل سرخ ، ای تضاد ناب، نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٠

Rose and Driftwood _Ansel Adams

"گل سرخ ، ای تضاد ناب، ای شوق خواب هیچکس نبودن در پشت این همه پلک"

 

نوشته شده بر سنگ گور "ریلکه"

_____

 

دو شعر در ویژه نامه شعر و داستان  ماهنامه ادبی "ماندگار"

یک شعر در سایت ادبی "مرور"

توضیحی در مورد خبر خبرگزاری مهر _ در خبر مربوط به کتابهای در دست انتشارم،  نام " منصوره اشرافی" به اشتباه " منصوره اشرفی" درج شده است.

 

  نظرات ()
حکایت معصومیت ابلهانه در هفتادمین شماره ماندگار نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢

 

ماهنامه فرهنگی، ادبی ماندگار هفتادمین شماره خود را در آغاز زمستان ٨٨ منتشر کرد.

"حکایت معصومیت ابلهانه" عنوانی است که بر  یادداشت نگاهی به کتاب سال بلوا نوشته عباس معروفی  قرار داده شده است . این یادداشت در این شماره ماندگار، ماندگار شد.

  نظرات ()
یک شعر _ انتشار شماره جدید ماهنامه ماندگار نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸۸/٢/۳

 photo\Roman Loranc

 .

 

آفتاب

بی آواز پرنده

            نمی پاید.

و باران

اگر بر چشمان سبز گیاه

                        نبارد

در لابلای سنگها

            گم می شود.

 

 

 

هم چون کوهی

سرد و سنگین

در آغوش زندگی

            یله و رهایم.

 

 

 

فرهاد کجاست؟

در من کتیبه هاست

که هر گز

            خوانده نشد.

 

________

 

ماهنامه فرهنگی ادبی ماندگار ویژه اردیبهشت ماه با آثاری از هنرمندان معاصر در زمینه شعر _ داستان_ نقد و مصاحبه منتشر شد.

در این شماره " ماندگار"علیرضا ذیحق هنرمند گرامی تحت عنوان مطلبی را با عنوان نگاهی کوتاه به اشعار منصوره اشرافی  نوشته اند که از ایشان سپاسگزاری می کنم.

  نظرات ()
یک شعر نویسنده: - جمعه ۱۳۸٧/۸/۳

 

 .

هرگز نشناختیم

هرگز نکاشتیم

هرگز نخندیدیم

هرگز نرفتیم،

جز با تزویر

جز علفهای هرز

جز رو به سوی مرگ

پشت به روشنی .

 

 

ماندیم

گریاندیم

ویران کردیم

در سیاهی و تباهی

 

ما

 قابیلیان!

 ۱۳۶۷

 

ــــــــــــــــــ

شماره ۸۴ماهنامه گذرگاه منتشر شد.

مقاله ای از من که در آن نگاهی انتقادی به جایزه شعر زنان شده  تحت عنوان" تفکیک ارزش گذاری ادبی به زنانه و مردانه" را در این شماره گذرگاه می توانید بخوانید. 

 ____________

شماره ۵۶ ماندگار ویژه شعر و داستان نیز منتشر شد.

چند شعر کوتاه را نیز در این شماره ماندگار  می توانید بخوانید.

 

  نظرات ()
نقد یک عاشقانه ی شاملو نویسنده: - شنبه ۱۳۸٧/۱/۳۱

در مجله وازنا و ماندگار منتشر شد
نقد و نگاهی به شعر (سرود آنکس که از کوچه به خانه باز می گردد) ـ احمد شاملو

پ.ن
این نقد قرار بود در شماره بهمن و اسفند ماه وازنا منتشر شود . ولی بنا بر عللی  چون در این شماره منتشر نشد  آن را برای مجله ماندگار ارسال نمودم . که قرار شد در شماره اردیبهشت ماه منتشر شود . امروز که شماره جدید ماندگار بیرون آمد مشاهده کردم که بر حسب اتفاق نوشته در وازنا هم منتشر شده   البته به همراه توضیحاتی که در وازنا بابت تاخیر در چاپ این نوشته آمده بود . بهر حال از این که این نوشته هم زمان در دو جا منتشر گردیده  متاسفم .

ـ

ــــــــــــــــــــــــــ

 

قسمتی از نظرات کاتارینا گریپن برگ شاعر و درام نویس فنلاندی – سوئدی  در گفتگویی با رباب محب
 
 سوال
ـمردم ترجیحأ رمان می خوانند، اما گرایشی به شعرخواندن نشان نمی دهند. به نظرتو چرا اینطور است؟ چگونه می توان مردم را به خواندن شعر ترغیب کرد؟ آیا اساسأ می شود این کار را کرد؟
شعر همیشه با ترس همراه است:ترس ِ دشوار بودن و فهمیده نشدن. وترس از حکمی که میان ما هست: که شعرچگونه باید خوانده و تعبیر و تفسیر شود.
شاید مردم از متنی که با قوانین خاص خودش روی کاغذ سفید می آید می ترسند، زیراکه این متن با هیچ منطقی سازگار نیست. اما به نظر من خواندن شعر بسیار آسان تر از متون "معمولی" است. متون"معمولی" جائی برای امکانات وظرفیت های زبانی « سوء برداشت» نمی گذارند.
در نگاه من شعر یک قطعه موسیقی است: چیزی را در سطح تخیل یا احساس و یا فقط یک حالت فرموله می کند. شاید بتوان مردم را تشویق کردکه با شعربا همان نگاهی برخورد کنند که با موسیقی می کنند.


نظرت در باره « نقد شعر » چیست؟ آیا یک نقد مثبت در موفقیت شاعر و کیفیت کار او تأثیر می گذارد؟
- نقد کیفیت کار را تعین نمی کند. هرروزه انبوهی از نقدهای بی مایه با سلیقه های ان چنانی در روزنامه ها چاپ می شود.
البته اگر در باره ی کتابی خوب نوشته شود توجه عام را جلب می کندو کتاب خوانده می شود. اما این اهمیت چندانی ندارد. طبیعی است که خواننده داشتن و مورد توجه مردم قرار گرفتن خواسته ی هرنویسنده ای است. اما نویسنده نبایستی اساس کارش رابرپایه ی نظرات و نقدها بنا کند. بهتراست نویسنده از خودش حرکت کند، به متن ِخودش گوش فرادهدوتا جائی که ممکن است به قلمش صادق باشد. و اگر ممکن است نقد را فراموش کند...

شعری از کاتارینا گریپن بر گرفته از سایت اثر

حرف می زنی زبانت می سوزاند. مردم که حرف زدند ، خانه سوخت. از پیش هشدار دادی "شما باید ساکت باشید، حرف آتش می افروزد". تو درون خاکستر رفتی و دهانت بوی ِ دود گرفت. در اتاقی که آدمها حرف می زنند انگشت ِ روی میز سیاه می شود.

ـ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

برشت می گوید: انسان  سرنوشت انسان است

آنکس که بتواند در این جهان وحشت زا زندگی کند  باید پوستی چون کر گدن داشته باشد

اگر جاودانه می ماندیم همه چیز می توانست تغییر کند ولی چون میرا هستیم بسیار ی چیز ها دست نخورده می مانند.    

  نظرات ()
شماره‌ی جدید ماهنامه‌ی «ماندگار» نویسنده: - یکشنبه ۱۳۸٦/۱٠/٢
شماره ۴۶ ماهنامه‌ی اینترنتی فرهنگی، ادبی و هنری «ماندگار» ویژه‌ی دی ماه منتشر شد.
 در این شماره ی ماندگار می توانید نوشته مرا با عنوان" عشق بهانه ای برای زیستن " را در آدرس  زیر بخوانید.
 
 عشق بهانه ای برای زیستن _نگاهی به کتاب روسپییان سودا زده من_ مارکز در ماندگار
  نظرات ()
نگاهی به کتاب (روسپییان سودا زده من ) مارکز نویسنده: - شنبه ۱۳۸٦/٩/۱٧

نگاهی به کتاب (روسپییان سودا زده من ) مارکز

"عشق، بهانه ای برای زیستن"

 عنوان نوشته ام است   در مورد کتاب (روسپییان سودا زده من ) مارکز

about :Memories of My Melancholy Whores /Gabriel García Márquez

این مطلب رادر سایت ماندگار می توانید بخوانید 

 

 لازم به ذکر است که من ترجمه کاوه میر عباسی را که توسط دوست عزیزی بهم هدیه شده است را بیشتر می پسندم و استفاده از ترجمه اینترنتی کتاب فقط به خاطر سهولت در کار بوده است.

 

ــــــــــــــــــــــــ

یک بنده خدایی سرچ کرده بود: (نویسنده کتاب وحشی بافقی)! و اومده بود سایت من

  نظرات ()
اسباب کشی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٦/٦/٦

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ویژه نامه شعر و داستان ماندگار هم منتشر شد.

۶ شعر  منتشر شده در ماندگار

ــــــــــــــــ

وازنا  ی جدید با عنوان ویژه نامه شعر  منتشر شد.

 یک شعر  منتشر شده در وازنا 

 

 

 

 

 

 

ــــــــــــــــ

شماره جدید مجله   فریاد  منتشر شد.

درخت جز  نوشته ماکان مهرپویا را در این شماره فریاد می توانید بخوانید.

 

 

 

 

  نظرات ()
نمایشگاه کتاب نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱٢/۱

عدم شرکت نشر ماکان در بیستمین نمایشگاه کتاب به خاطر اعتراض به محل نمایشگاه   تصمیم بسیار درست و صحیحی است که اتخاذ شده است .  چند ناشر دیگر هم اعلام کرده اند که شرکت نخواهند کرد منتهی برای این شر کت نکردنشان شرط و شروطی قایل شدند از جمله نشر ققنوس گفته است:

در نهایت اگر 10 ناشر مطرح یا اتحادیه ناشران اعلام کنند که در نمایشگاه شرکت نمی کنند من هم شرکت نخواهم کرد .

من فکر می کنم این عدم قاطعیت در تصمیم گیری چیزی هست که همیشه گریبان ما ایرانی ها را گرفته است . چون گرفتن هر تصمیمی را منوط به انجام کارخاصی از جانب دیگران می کنیم. چرا؟

چون از طرفی مردد هستیم که ایا عملکردمان درست است و یا نه و از طرف دیگر نمی خواهیم که در عین حال دچار ضرر و زیان هم بشوییم و  از طرف دیگر پس طرز تفکر همرنگ جماعت شدن چه شود؟

چرا ما ایرانی ها دوست داریم حتما همرنگ جماعت باشیم  آن هم در حالی که جماعتی در کار نیست . اگر تمام ناشرانی که نمی خواهند در نمایشگاه شرکت کنند قاطعانه و قایم به ذات نظر خود را صریحا اعلام کنند خیلی بهتر است . مثل کاری که نشر ماکان انجام داد و یا ناشران دیگری که به همین گونه اعلام تصمیم نمودند.

عدم یک پارچگی و  تزلزل و تردید در اتخاذ تصمصم درست و عاقلانه همیشه از مواردی هستند که  ضربه وارد می کنند . امیدوارم که این دو مورد باعث نشود که در نهایت و در آخر و عاقبت کار همان ناشران بزرگ و مطرح با جدیت تمام در نمایشگاه حاضر شوند و عین سالهای قبل کتابهای خود را به فروش برسانند و در این میان تنها کسانی ضرر کنند که به خاطر ایستادن بر سر حرف و تصمیم خود  خویشتن را از شرکتد ر نمایشگاه محروم نمودند.

به هر روی در این چنین مواقعی و در حول گرفتن تصمیم در مورد چنین مسایلی ضرورت وجود یک اتحادیه یک پارچه و قوی و منسجم احساس می شود که بتواند بر حول مرکزیت خود تصمیم گیری های اصولی و قاطعانه را به اکثریت ناشران اعلام وابلاغ کند وآنان نیز خود را ملزم به تبعیت از این مواضع  بدانند .

امید است که تمام ناشران بخصوص ناشران مطرح و بزرگ هر چه زودتر تصمصم  خود را مبنی بر عدم شرکت در نمایشگاه با ارایه پیشنهادات اصولی اعلام کنند   و به خاطر نشان دادن یک پارچگی در اخذ یک تصمیم از سود احتمالی خود ترجیحا چشم پوشی کرده و برای یک بار هم شده نشان دهند که می شود حرف حق را به کرسی نشاند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ...دیگران را تلخ مى آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست مى گیریم و شکر مى شود...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سه شعر در تازه ترین شماره ماندگار از من درج شده که سومین شعر به صورت نا تمام آمده است  .

متن کاملش را می تونید اینجا بخونید:

...

برهنه در برابر  نسیم

 

برهنه در برابر باد

 

بر هنه در برابر طوفان

 

                         بر خاک خفته ام .

 

 

 

اندوه را از یاد برده ام

 

غم را

 

            نیز

 

و خشم را

 

به طوفان

 

            سپرده ام.

 

 

 

 

 

بر زمینی که غنوده ام

 

نقش اندامم

 

خاطره ای تلخ را

 

            به جا می گذارد

 

از آن که زیست،

 

در دایره اجبار و بیهوده گی

 

و هم چون قمری غریبی

 

قربانی سادگیش گشت

 

 

 

وانسان

 

            نامش نهادند

 

 

 

 

 

  نظرات ()