تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

کنسرت گروه موسیقی نقش آوا

 

دوست عزیزم مسعود حاجی حسن، کنسرت خود را برگزار می کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت گروه موسیقی نقش آوا  رجوع کنید.

+   ; ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٩/۱٧

پینک فلوید

پینک فلوید:

Hey you, out there in the cold
Getting lonely, getting old
Can you feel me?
Hey you, standing in the aisles
With itchy feet and fading smiles
Can you feel me?
Hey you, dont help them to bury the light
Dont give in without a fight.

Hey you, out there on your own
Sitting naked by the phone
Would you touch me?
Hey you, with you ear against the wall
Waiting for someone to call out
Would you touch me?
Hey you, would you help me to carry the stone?
Open your heart, Im coming home.

But it was only fantasy.
The wall was too high,
As you can see.
No matter how he tried,
He could not break free.
And the worms ate into his brain.

Hey you, standing in the road
Always doing what youre told,
Can you help me?
Hey you, out there beyond the wall,
Breaking bottles in the hall,
Can you help me?
Hey you, dont tell me theres no hope at all
Together we stand, divided we fall.

.

+   ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٥/٤/٢٥

نوروز

هر روزتان نوروز باد.

 

۱ سوال :علل گرایش جوانان به سوی موسیقی غربی چه چیزی می تواند باشدو عدم تمایل انان به موسیقی اصیل ایرانی؟

لطا به این سوال پاسخ دهید .

********************************************************

 

********************************************************

سرور:         

به نظر من آن چیزی که باعث علاقه جوانان به موسیقی غربی شده نه فقط هیجان و یا شادی صرف است بلکه شاید یکی از دلایل آن توع نگاه غرب به موسیقی است. یک نوع نگاه پویا و خلاق. وجود سبکهای مختلف موسیقی ،تلفیق آمیزه های مختلفی از فرهنگ غرب و شرق و پیدایش سبکهای جدید و اهمیتی که به نوآ وری در زمینه موسیقی داده میشود. موسیقی هم مانند هر هنر دیگر برای بقا به نوعی آزاد اندیشی و فضای باز برای جولان دادن نیاز دارد. موسیقی ایرانی چنین فضایی را در اختیار نداشته صرفا  در یک فضای بسته زندانی شده و لاجرم دچار رکود و تکرار شده. اما دنیا عوض شده شکل زندگی ها فرق کرده ، ارزشها عوض شده ، دغدغه های انسان معاصر فرق کرده پس موسیقی اش باید فرق کند .او موسیقی ای را میخواهد که رابطه او را با این دنیا ، دغدغه هایش و آدمهای اطرافش بیان کند ، لحظه ای از زندگی او را با تمام نگرانی هایش ، عشقهایش ، شادیهایش و غمهایش بیان کند.انسان معاصر هم نگران است و هم سرکش ، هم نامید است و هم جستجوگر، در میان شتاب آرزومند لحظه ای آرامش است، و در میان سکوت مرگبار در آرزوی فریاد. و بدین گونه است که موسیقی غربی که همگام با زندگی معاصر پیش میرودبا متالیکا، پینک فلوید،....جای خود را باز میکند.این بعد معنایی موسیقی بود . در بعد زیبا شناختی هم که یکی از عوامل مهم همان نوآوری و نگاه خلاق است. در غرب موسیقی به نوعی مرز شکنی رسیده است یک جور ادغام موسیقایی ، گرفتن ایده از دیکر فرهنگها ، تلفیق موسیقی هند ، موسیقی های آیینی آفریقا، موسیقی اسپانیا،تم هایی از موسیقی عربی (rajaz از گروه camelرا گوش بدهید!!!!) موسیقی سنتی اروپایی،....و تمام فرهنگهایی که غرب در طی دورانهای مختلف از آنها تاثیر پذیرفته،از موسیقی غرب موسیقی ای ساخته اینچنین غنی. کاری که ما هم میتوانستیم انجام بدهیم ولی مانند همیشه ندیدن واقعیات ، تعصبات بی جا و عدم تسامح و آزاد اندیشی در هضم فرهنگهای مختلف باعث عقب ماندگی ما در این زمینه شده است. به هر حال این نظر من بود . البته من خودم به شخصه بعضی اوقات کارهای موسیقی سنتی را گوش میدهم و در ضمن فریدون فروغی .     

------------------------------------------------

 نیما:

همان طور که قبلا اشاره کردم بحث در مورد موسیقی بسیار گسترده است. اما درباره تقابل موسیقیغرب با موسیقی سنتی ایران کمی اظهار نظر کرد. درجامعخ کنونی ما اینگونه به نظر می رسد که نسل جوان امروز یعنی ما کشش و جاذبه خاصی نسبت به موسیقی غرب دارد و از طرفی نسبت به موسیقی سنتی ایران دارای دافعه یا حداقل بی تفاوت است. دلایل واضح و روشنی را می توان براین امر دخیل دانست که به اختصار گفته میشود. اولین مطلب مسئله تبلیغات است. رسانه های غربی سهم بالایی از تبلیغات خود را به ترویج موسیقی اختصاص می دهند در صورتی که در میان رسانه های رسمی و قانونی ما چنین مسئله ای رخ نمی دهد! واین مسئله باعث بوجود آمدن فقر فرهنگی نسبت به موسیقی سنتی ایران گردیده. مسئله دوم اختصاص وقت و سرمایهایست که غربی ها برای گسترش مرزهای موسیقی خود میکنند. ولی ما جز چند نفر انگشت شمار...!

غربی ها همواره در حال تغییر وتحول و تلفیق انواع موسیقی های خود هستند و این یعنی "ساختار شکنی"!

چیزی که جوان به دام افتاده در زندگی روزمره ماشینی امروز به آن نیاز دارد. و همین امر دلیل گرایش عده ای ازافراد به موسیقی هایی به دید ما نامتعارف می باشد.

متاسفانه  پیشرفت و گسترش (چه صوتی و چه جغرافیایی) موسیقی سنتی ایران به کندی انجام میشود. و فقط همان چند نفر انگشت شمارند که ابداع وتغییر اساسی را به مثابه ضربه به این موسیقی تلقی نمی کنند. به مفهوم دیگر نبرد معروف سنت و مدرنیته در این عرصه نیز خود نمایی می کند.

-------------------------------------------------------------

رها...........

درود . در مورد مطلب پایین ! « در آن شهر بوزینه نجار شد ...که بمایگیماکارشد » .

و اما موسیقی . منظورتون رو از موسیقی غربی کاملا متوجه نشدم . در بین

جوانان که به نظر من موسیقی سنتی در حال حاضر بسیار گسترش دارد .

و از نظر من هیچ ایرادی نیست که موسیقی غربی هم گوش داده شود ولی فقط در صورتی که به معنی کلمات نیز دقت شود . من خودم عاشق صدای دلکش ...شجریان ...سراج ...و گاهی ناظری هستم ولی در کنار اینها موسیقی اسپانیایی را بسیار میپسندم . و موسیقی آمریکای جنوبی رو هم دوست دارم .

چون من با جوانان بیشتر شاید در ارتباط باشم . از میان جوانانی که هر روزه با آنها

 سر و کار دارم بسیارند که موسیقی سنتی را دوست دارند و حداقل یک ساز ایرانی مینوازند . موفق باشید . نیکی پناه شما .

 

 

mask

 

سلام...بابتدیرکردعذرخواهیمیکنمامروزرسیدمخونه............سوالتونجایبحثو

تفحصزیاد داره ..به طور خلا صه چند تا دلیلشو بیان می کنم .... 1.. موسیقی غربی از پویایی و تنوع و شادابی خا صی برخوردار است که در موسیقی سنتی کمتر مشاهده می شود و موسیقی سنتی ما به خاطر محدودیتهایی که از جانب دین اسلام بش وارد شده نتوانست این شادابی و پویایی رو در کنار خود پرورش دهد و انچه به عنوان موسیقی سنتی در اذهان دور نما از خود به جا گذاشته بیشتر موسیقی سوز و گداز و بشنو از نی چون حکایت می کندو..... و از این جور چیزهاست....2 ... جوان همانگونه که از اسمش پیداست دنبال مو ضوعهای شاد و جدید می باشد یعنی انچه که در موسیقی غربی ما شاهدش هستیم...3..فرا گیری و درک موسیقی سنتی نیاز به ملزومات و اگاهی هایی از موسیقی سنتی دارد که زمینه ی لازم برای اشنایی در بین جوانان ما به درستی فراهم نشده..... ماسک.

+   ; ۱:۳٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۳/۱/٦

فلسفه و ادبیات

*یک وجه مهم ادبیات را خیال پردازی تشکیل می دهد .اما این خیال پردازی در بعضی از سبک های ادبی پر رنگ و شاخص ودر بعضی از انها کمرنگ جلوه می نماید .این کم رنگی در ادبیات رئال بسیار است و جنبه واقع گرائی و بیان آن چه که وجوددارد با شاخ و برگ اضافی کمتراز ارکان مهم این نوع به شمار میرود .شکی نیست که بیان هنر مندانه افکار الزاما با خیال پردازی صرف امکان پذیر نیست؛ بلکه نقش تعقل نیز در آن حائزاهمیت است وگرنه میشود (سبک هندی)(سبک هندی سبکی در شعر است که در آن شاعر آن قدر راه خیال را می پیماید که مثلا کمر محبوب خود را همسان کمر مورچه می انگارد!)

**فلسفه و ادبیات پیوند های نامرئی و جدایی ناپذیر با هم داشته و دارندو این پیوند ها زمانی پر رنگ و گاهی اوقات بسیار کم رنگ رخ می نمایند .همیشه هر نوشته ادبی حتی مبتذل ترین آنها در ذات خود مروج ایده و نظر خاصی می تواند باشد و چه بسا می توان گفت ادبیات گاه آگاهانه و زمانی نا آگاهانه در خدمت فلسفه بوده است.نویسندگان و شاعران بزرگ در واقع فیلسوفانی هستند که برای ترویج نظریات خود به آ ن رنگ و لعاب دلپذیر و مطلوبی می دهند ؛در واقع به طور غیر مستقیم آن را بیان میکنند.

 ************************************

**** در هنر هایی مثل شعر و موسیقی و نقاشی گزیده گویی حرف اول را می زند ودر داستان و رمان برعکس پر گویی حرف اول را میزند .من تصور می کنم داستان نویسان باید ادمهای پر حرفی باشند و نیز خیلی خیلی پر حو صله.

الان که دنیا به سوی سرعت و شتاب در حرکت است فکر می کنم دیگر ادمها هم ترجیح می دهند نوشته ای را در قالب داستان کوتاه بخوانند تا یک رمان بلند.پس داستان کوتاه  با کلمات دقیق و حساب شده بدون اینمه بتوان سطری را از آن حذف کرد ؛بدون اینکه لطمه ای بخورد.موفق تر خواهد بود تا رمان هایی که می توان نصف آن را حذف کرد

***موسیقی اصیل ایرانی چرا در میان قشر جوان جامعه چه در زمان گذشته و چه اکنون کشش لازم برای جذب را ندارد؟بر اساس شواهدی که من بدست آوردم بیشتر افرادی که اکنون موسقیی ایرانی را دوست داشته و گوش می دهندواز سن بیشتری برخوردارند نود در صد آ نها در سنین جوانی تمایلی به این نوع مو سیقی نداشته اند .به عبارتی شاید بتوان گفت موسقیی اصیل ایرانی مو سقیی  میان سالان است.شاید یکی از عللی که وجود دارد کهنگی مفرط این نوع موسیقی است و طبیعتا  جوانی با کهنگی مغایرت دارد.ما نمی توانیم همان موسقی را که جوان عهد قاجار به آن گوش فرا می داده به خورد جوان امروز بدهیم.

هر چیزی در زمانهای مختلف نیاز به متحول شدن دارد همان گونه که شعر نو بوجود امد در هنر موسقیی هم به نو آوری نیاز است

*******************************

خواندن کتابهای رمان حوصله خاصی را در انسان طلب می کند .دیشب کتاب «مسیح باز مصلوب »را نگاه میکردم ؛مقداری که از آن را خواندم حس کردم تا آخر آن را می توانم حدس بزنم ......البته این کتاب بسیار خوب و ارزشمندی است و خواندن یک بار ان را به همه کسانی که اهل کتاب هستند توصیه می کنم  ...اما از این گذشته.راستش با وجودی که اصلا تحمل خواندن رمان های خطی را ندارم با این وصف این کتابی است که ادم وقتی شروع به خواندنش میکندهمن طور پیش میرود و نمی تواند توقف کند....رمان (مسیح باز مصلوب )حدیث توانایی ادمی است واینکه انسان چه می تواند باشد و چه می تواند بشود.........

+   ; ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/۱٠/٦

موسیقی نو

 

*مهراوه عزیز ؛تولدت مبارک!

 

**آیا ارگان یا انجمنی برای حمایت از حقوق وب لاگ نویسان وجود دارد ؟در این مورد لطفا اطلاعات خودتان را بنویسید.

 

***موسیقی اصیل ایرانی چرا در میان قشر جوان جامعه چه در زمان گذشته و چه اکنون کشش لازم برای جذب را ندارد؟بر اساس شواهدی که من بدست آوردم بیشتر افرادی که اکنون موسقیی ایرانی را دوست داشته و گوش می دهندواز سن بیشتری برخوردارند نود در صد آ نها در سنین جوانی تمایلی به این نوع مو سیقی نداشته اند .به عبارتی شاید بتوان گفت موسقیی اصیل ایرانی مو سقیی  میان سالان است.شاید یکی از عللی که وجود دارد کهنگی مفرط این نوع موسیقی است و طبیعتا  جوانی با کهنگی مغایرت دارد.ما نمی توانیم همان موسقی را که جوان عهد قاجار به آن گوش فرا می داده به خورد جوان امروز بدهیم.

هر چیزی در زمانهای مختلف نیاز به متحول شدن دارد همان گونه که شعر نو بوجود امد در هنر موسقیی هم به نو آوری نیاز است

+   ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/٧/٢۸