تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
شعر نویسنده: - چهارشنبه ۱۳٩٥/۱۱/۱۳

این روزها
من مجبورم با امید زندگی کنم
 نه با اخبار.

دلم نمی خواهد هیچ کاری بکنم.
 ناشکیبا و دلتنگم.

در انتظار چیزهایی هستم
اما نمی دانم که چیست.
به نظرم می آید
همین حالاست که
در خانه خود به خود باز شود
و آن چیز ناگهان وارد شود.
یا این که
اگر از جای بر خیزم
و پاورچین پاورچین بروم
لای پرده را باز کنم
- با آنکه پنجره اتاقم در طبقه دوم است-
دستهای او را پشت شیشه خواهم دید
 - اگردست داشته باشد-

یا اینکه
گرچه خودم نیز نمی دانم چگونه
اما در آستانه سفری هستم
مرا به جاهایی فرا خواهند خواند.
---
بخشی از شعری بلند از ناظم حکمت 
 ترجمه ایرج نوبخت از کتاب "مناظر انسانی سرزمین من"

  نظرات ()
ناظم حکمت نویسنده: - دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٢
ناظم حکمت
ترجمه احمد شاملو
---------------------------

زانو زده بر خاک زمین را نگاه مى کنم
علف را نگاه مى کنم
حشره را نگاه مى کنم
لحظه را نگاه مى کنم شکفته آبى ِ آبى
به زمین بهاران مانى تو، نازنین من
تو را نگاه مى کنم.
خفته بر پشت، آسمان را می بینم
شاخه هاى درخت را مى بینم
لک لک ها را مى بینم بال زنان
به آسمان بهاران مانى تو، نازنین من
تو را مى بینم.
آتشى افروخته ام به صحرا شب هنگام
آتش را لمس مى کنم
آب را لمس مىکنم
پارچه را لمس مى کنم
سکه را لمس مى کنم
به آتش ِ اردوگاهى زیر ستاره ها مانى تو
تو را لمس مى کنم.
میان آدمیانم و آدمیان را دوست مى دارم
عمل را دوست مى دارم
اندیشه را دوست مى دارم
نبردم را دوست مى دارم
در نبرد من موجودى انسانى یى تو
تو را دوست مى دارم.
  نظرات ()
آنها دشمنان امیدند عشق من نویسنده: - دوشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٦

 

آنها دشمنان امیدند، عشق من

دشمنان زلالی آب

و درخت پر شکوفه

دشمنان زندگی در تب و تاب.


آنها بر چسب مرگ با خود دارند

- دندانهایی پوسیده و گوشتی فاسد-

بزودی می میرند و برای همیشه می روند


آری عشق من

آزادی

نغمه خوان

در جامه نوروزی

بازو گشاده می آید

آزادی در این سر زمین.

 

دسامبر ١٩۴۵ _ ناظم جکمت

بر گرفته از کتاب " تو را دوست دارم چون نان و نمک" ترجمه احمد پوری

  نظرات ()