تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
تعطیلی سایت هنری کارگاه نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٥/۱۱/٩

ـ
هولناک است از تشنگی در دریا هلاک شدن. چرا باید حقیت خویش را چنان نمک الود کرد که دیگر تشنگی را فرو ننشاند؟
 
 
 
نیچه
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 

از انتشار "اطلاعیه مدیر سایت کارگاه" بسیار متاسف شدیم و حس تنهایی عجیبی وجودمان را فرا گرفت. در این برهوتِ تولید محتوای فرهنگی، هنری به زبان فارسی در اینترنت و در غیاب سایت های متعدد حرفه ای و تخصصی در شاخه های مختلف هنری، برای نمایش آثار هنرمندان ایرانی سایت کارگاه به تنهایی رسالت سنگینی را به دوش کشید. سایت کارگاه قدیمی ترین و معتبرترین سایت هنری ایران است که سالها با مدیریت حرفه ای محمد تهرانی و بدون هیچ حمایتی به هر زور و زحمتی که در کمتر کسی می توان یافت اداره شده است. حال پذیرفتن توقف فعالیت سایت کارگاه هر چند برای مدتی کوتاه باور کردنی نیست. سختی اداره سایت کارگاه و نبودن همکار یا همکارانی که بتوانند تهرانی را در اداره مطلوب سایت یاری کنند هشداری است برای جامعه هنری ایران که موثرترین رسانه اینترنتی هنری، ایرانی را به تعطیلی کشانده است.

نقل از سایت :http://www.akkasee.com/

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

به کدام زمین  روی اورم

 

 

 

 

 

 

به کجا، روی نموده روم

 

 

 

 

 

 

ار آزادگان و پیشوایان

 

 

 

 

 

 

                   دورم دارند

 

 

 

 

 

 

برزیگران مرا خشنود

                    نمی سازند

و نه آن فرمانروایان

                   دروغ پرست.

چگونه ترا ای اهور مزدا

             خشنود توانم ساخت؟

من می دانم

           ای مزدا

که چرا نا توانم

زیرا که اندک خواسته ام

و مرا کسان

       اندکند.

به تو گله می برم

تو خود بنگر

            ای اهورا .

یاری بخشای

آن چنان که یک دوست

به دوستی ارزانی دارد...

 

از سرو ده های زرتشت

 

  نظرات ()
فلسفه نویسنده: - جمعه ۱۳۸۳/۱٢/٢۱

باید بگویم که فلاسفه هم مثل تمام آدمهای دیگر دارای نقاط ضعفی هم هستند ولی مشکل بزرگتر آن است که چون فیلسوف ها عادت دارند در مورد هر چیزی حکم صادر نمایند در آن مواردی هم که دید گاه غلطی ناشی از نقطه ضعف شخصی دارند ،باز هم حکم صادر می کنند .بنا بر این من هیچ گاه آنها را به طور در بست قبول ندارم و هر گاه هر کسی حرف درستی گفته باشد حال اگر این حرف خلاف حرف حتی نیچه هم باشد آن را می پذیرم .

اصولا انسان نباید در ارا و افکار خود دچار دگمیت .و جزمیت باشد چون همه چیز به سوی تکامل پیش می رود و افکار انسان نیز در همین جهت است.خود نیچه در جایی گفته است که (:بیشترین اندیشه های آگاهانه یک فیلسوف را غرایز او نهانی هدایت می کند و به راههای معین می کشاند....هر فلسفه بزرگ چه بوده است جز اعترافات شخصی مولفش و نوعی خاطره نویسی ناخواسته و نا دانسته .)پس با این تفاصیل با هر نظریه فلسفی باید با دیدی انتقادی نگاه کرد و خود را در چهار چوب آن محصور نکرد .

راستش را بگویم زیاد چندان با بحث های فلسفی میانه خوشی ندارم و بیشتر تمایل به این دارم که انسان نگاهش را به سوی انچه که وجود دارد و امکانات موجود معطوف نماید نه انکه خود در اسیر بازی با کلمات و چیزهایی کند که هیچ فایده ای نه به حال خودش دارد نه به حال جامعه .البته انسان هیچ گاه نمی تواند از این پرسشهای بی انتها رهایی یابد ولی مهم این است که این پرسش ها او را به کجا و چه سمت و سویی ببرند .

در این موضوع بحث و صحبت فراوان است و مجال اندک!

 تا حدودی با نظرات ویتگنشتاین موافقم که: فلسفه را فقط یک بازی زبان شناسانه می داند که حاوی هیچ حقیقت در خوری نیست و در ورای این زمان هیچ چیز حقیقتی نمی بیند...بسیاری از مفاهیم فلسفی نه در عالم واقع که فقط در زبان واقعیت دارند.

 

 

اهور-۲۰/۱۲/۸۳

  نظرات ()
تشنگی نویسنده: - شنبه ۱۳۸۳/۱٢/۱٥

هولناک است از تشنگی در دریا هلاک شدن. چرا باید حقیت خویش را چنان نمک الود کرد که دیگر تشنگی را فرو ننشاند؟(نیچه)

 

 

--------------------------

 

 

دیروزجمعه روز مهمی برای مهراوه بود چون در راستای مسابقات دسته یک باشگاهی  حریف مهراوه بازیکن معروف شطرنج و قهرمان چندین دوره ایران و...شادی پریدر  بود . البته مهراوه بازی را بعد از ۴۲ حرکت به وی واگذار کرد ولی برایش این امر نه تنها شکست بلکه پیروزی خوبی محسوب می شود چون نه تنها مربی مخصوصی ندارد که هیچ بلکه می توان گفت تمرین هم ندارد . تنها تمرینش همین شرکت گاه و بیگاه در مسابقات است   با تمام این تفاصیل با اختلاف کمی و با مقاومت زیادی از حریف قدرتمندخود شکست خورد.فکر می کنم این مسله باعث خواهد شد که از حالا به بعد شطرنج را بسیار جدی تر ادامه دهد.

  نظرات ()
نیچه و زن ستیزی نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۳/٦/٢۳

و اما اینها را بخوانید:

(...زنان این همه دلیل برای سر افکندگی دارند؛به خاطر این همه خرده بینی بی معنا؛این همه سطحی گری  و خانم معلم بازی و گستاخی حقیر و ولنگاری حقیر وجسارت حقیر که در وجودشان نهفته است ـفقط بررسی رفتار او با کودکان کافی است!ـ و تا کنون ترس از مرد اینها همه را از ریشه بخوبی خفه و مهار کرده بوده است.

امان از روزی که((دراز نفسی جاودانه در زن))ــ که از آن بهره ها دارد!ــ رخصت یابد که پا به میان معرکه بگذارد ! روزی که او از بیخ و بن آغاز به از یاد بردن زیرکی و هنر خویش کند ــیعنی دلبری و بازیگری و سهل انگاری و سبک کردن و سبک گرفتن کارها؛روزی که از بیخ وبن آغاز به از یاد بردن استعداد ظریف خویش برای هوسبازیهای لذتبخش کند!......زن را با حقیت چه کار!از ازل چیزی غریبتر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبودهاست ــهنر بزرگ ائو دروغگویی است ؛و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین  هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم ــمائی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاهها و حماقتهای ظریفشان ؛جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید.....

این سطور بالا از  نوشته های فیلسوف بزرگ قرن ۱۹ (نیچه )  و برای من بسیار قابل تامل و درنگ است که چرا فیلسوفی مثل نیچه با بسیاری از عقاید مترقیانه در مورد دیگر مسائل در مورد زنان این گونه بیندیشد..انهم در دورانی که زنانی همچون مادام کوری وجود داشتند...البته تا حدودی این مسله روشن می باشد و آن این است که یک سری عقده ها و خصومتهایی ناشی از سر خوردگی در وجود نیچه او را به سوی این گونه نظرات سوق داده است . سر خوردگی هایی که شاید مقداری از ان را فروید بیان کرده ...در این مورد جای صحبت بسیار است...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با اجازه از جناب نیچه :

راستی چند تا از جلوه های بارز زن ذلیلی را بد نیست بشمارییم:

۱-وقتی شما بغل دست زنتان که رانندگی میکند بنشینید.

۲-در آشپزخانه باشید در حالی که زنتان مشغول تماشای تلویزیون یا کتاب خواندن باشد.

۳-در خیابان بچه را بغل کرده باشید در حالی که زنتان دست خالی باشد.

۴-مشغول اتو کشیدن باشید و یا دوختن دگمه لباستان.

۵-......(خودتان بنویسید)

  نظرات ()
کالا نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸۳/٦/۱٩

در وهله اول فقط چهار تا چشم دیده شدو بعد دو موجود سر تا به پا سیاه پوش.البته روی دستهایشان هم پوشیده بودو فقط نوک انگشانشان بدون پوشش سیاه بود...

چقدر بد است که انسان خودش به کالا بودن خودش ایمان بیاورد .حال می خواهد پشت ویترین باشد و یا توی قفسه ها یا بدون جلد و زرورق و جعبه و قوطی باشد یا درون هفت بسته تو در تو ...بهر حال  در کالا بودن آن فرقی ایجاد نمی شود.

---------------------------------------------------------------------------------------------

یک جمله ای از نیچه توی ذهنم هست اما نه دقیقا با همان عبارت و مفهوم آن این است که:انسانها زمانی عقیده دیگران را قبول می کنند که با خود خواهیشان در تضاد نباشد.

---------------------------------------------------------------------------------------------

کمی از نظرات فروید ...کمی از نظرات نیچه...دارم به این نتیجه ها می رسم.

  نظرات ()