یک شعر

★★★
پشت این همه پلک
این همه چشم
این همه خواب
پشت دریاها، کوهها
گستره ی نوازنده ی گندمزار
فراسوی سبزها
لابلای کتابها، خط ها
و تراویدن کلام ها
تنها،
     تویی
در یادهای بی پناهی و پناه
در زمزمه ی روشن تاریکی
در آوازهای رها شدن
در جام های نیم نوشیده
پشت این همه یاد
تنها،
      تو.
___________
منصوره اشرافی
/ 0 نظر / 38 بازدید