مغرب سیاه

کمی آبی، مشرق

خانه ها

ایستاده در خواب

کاجستان سبز ِتیره

و چراغ ها آفتابی نارنجی

شب،

تجزیه شده

در کورسوهای دور و نزدیک

در پیکرم

که در خواب،

بیدار می ماند

وشهر

شهر،

چانه بر مشت نهاده

در فکر،

در فکر،

تا صبح.

.......
منصوره اشرافی

 
 
 
/ 0 نظر / 54 بازدید